انسجام «معرفت تصوّری» و «معرفت تصدیقی» به باری تعالی، در پرتو تحلیل گزارة «کمال معرفته التصدیق به» از خطبة اول نهج البلاغه

نوع مقاله: علمی و پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران

10.22096/ek.2016.26395

چکیده

بخش اول از نخستین خطبۀ نهج البلاغه، بیانی برهانی در توصیف و تبیین مراتب دین، معرفت، اخلاص و توحید باری تعالی است. امیر‌المومنین علیه السلام در عبارت «کمال معرفته التصدیق به» از این خطبه، به بیان رابطۀ معرفت باری تعالی با تصدیق او می پردازد.
پژوهش جاری در صدد است تا با روی آورد تحلیلی - منطقی و ابزارهای مخلتف آن، چگونگی ارتباط و انسجام «معرفت باری تعالی» با «تصدیق او» در گزارۀ مذکور از نهج البلاغه را توصیف و تبیین نماید. ره‌آورد تحلیل این گزاره، نشان از تشکیک‌پذیری معرفت، و عینیت - و نه صرفاً استلزام - «کمال معرفت تصوری» با «معرفت تصدیقی» باری تعالی دارد. امکان عینیت دو نوع معرفت تصوری و تصدیقی، تنها در بستر مبانی معرفت شناختی حکمت متعالیه قابل ارائه و تقریری صحیح است. گزاره مذکور از نهج البلاغه، همچنین قابلیت تبدیل به گونه‌ای از برهان وجودی بر اثبات باری تعالی را دارا است. نقد «خلط مفهوم و مصداق» و «عدم امکان راهیابی از معرفت تصوری به معرفت تصدیقی» بر این گزاره و دیگر براهین وجودی نیز، مردود بوده و سعی می‌گردد تا پاسخی صحیح برای آن ارائه گردد.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Relationship between "Conceptual Knowledge" and "Assertive Knowledge" of the Almighty God, in Light of the Analysis of the Statement "Kamalo Ma'refatohu Al Tasdiqo Bih (Knowing Him Perfectly Means Confirming Him)

نویسنده [English]

  • Mohammad Hossein vafaiyan
Ph.D. Candidate, University of Tehran, Faculty of Divinity and Islamic Sciences
چکیده [English]

The first part of the first sermon of Nahjul Balagha is a discursive proposition of description and explanation of different levels of faith, knowledge, purity and unity of the Almighty God. In the statement "Kamalo Ma'refatehi Al-Tasdiqo bih" (Knowing Him perfectly means confirming Him) in this sermon, Imam Ali (PBUH) talks about the relationship between knowing the Almighty and confirming him.
Adopting a logico-analytical approach and its various tools, this study aims to describe and explain how "Knowledge of the Almighty God" and "His confirmation" in the above mentioned statement are related and integrated. The result of the analysis of this proposition suggests the disputability of knowledge, and identification – not just entailment – of "conceptual knowledge" with” assertive knowledge" of the Almighty God. The possibility of the identicality the two types of knowledge – conceptual and assertive – could only be presented in the context of epistemological principles of transcendental philosophy, which is a true account. The above-mentioned statement in Nahjul Balagha could also be turned into a kind of existential proof for proving the Almighty God. The criticisms of "the confusion of concept and instance" and "the impossibility of obtaining assertive knowledge through conceptual knowledge" leveled against this proposition and other existential proofs are refuted and appropriates explanations are provided in this regard.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Conceptual Knowledge
  • Assertive Knowledge
  • Nahjul Balagha
  • Existential Proof