نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش آموخته دوره دکتری، گروه فلسفه، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه فلسفه، دانشکده الهیات و فلسفه، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

10.22096/ek.2016.29671

چکیده

چکیده
از نظر گابریل مارسل آدمی دو گونه ارتباط با هستی دارد: «بودن» و «داشتن» و این دو، لازمه زندگی هستند. انسان، غالباً مقوله ملک و «داشتن» را بر بعضی از عناصر شخصی و حتی بر افکار و تصورات خود اطلاق می‌کند و آن را به صورت ملموس توصیف می‌کند. در «داشتن»، کارکرد و به تبع آن علم کاربردی مطرح است و در آن، ما با مسائل و تکنیک و مهارت‌ها سر و کار داریم. ارتباط ما در «داشتن» ارتباط «من» و «او» است، یعنی ارتباطی یک طرفه که انسان، شئ مورد نظر را به مثابه ابزاری در برابر خود تلقی می‌کند و با اندیشه اولیه که با انتزاع و آفاقی‌سازی و مانند آن همراه است به شناخت آن نائل می‌گردد. در مقابل «داشتن»، «بودن» است که از مقولات منطقی نیست و ما نمی‌توانیم آن‌ها را تعریف کنیم. «بودن» فراگیر است و تمام هستی را در بر می‌گیرد. ارتباط ما در «بودن» از سنخ ارتباط «من» و «تو» و راز‌آلود است و ما با اندیشه ثانویه و از طریق مشارکت و تجربه زیسته خودمان می‌توانیم آن را بشناسیم. عشق، امید، وفاداری و آمادگی از مقولات «بودن» است که در «بودن» انسان تجلی می‌کند. آنچه در عصر جدید اتفاق افتاده گسترش حوزه «داشتن» است و مارسل با بیان این دو گونه ارتباط با هستی در صدد بازگرداندن تجربه اصیل انسانی یعنی تجربة «بودن» است.
 

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Gabriel Marcel on the Relation between “Having” and “Being”

نویسندگان [English]

  • Abdolkarim Mohamadi 1
  • Shahla Eslami 2

1 Ph.D. Candidate, Department of Philosophy, Faculty of Theology and Philosophy, Science and Research Branch of Tehran, Islamic Azad University, Tehran, Iran. Email: jahan_now@yahoo.com

2 Assistant Professor, Department of Philosophy, Faculty of Theology and Philosophy, Science and Research Branch of Tehran, Islamic Azad University, Tehran, Iran. Email: sh-eslami@srbiau.ac.ir

چکیده [English]

According to Gabriel Marcel, humans have two kinds of relationship with the existence: “being” and “having”; that make fundamental differences in understanding the world. “Having” is used for referring to, e.g., “having an idea” and even ones’ own ideas, describing them in a concrete manner. In “having”, we are dealing with “primary thought” and an “I” and a “he” relation, which Marcel puts it against “I” and “thou” relation. In the latter, we are dealing with “being”. Meeting someone who is known as “he” means that we have relationship with him in such a way that he, as an object, is separate from us; the case is different when we meet someone as “thou”. In this relationship, we deal with “secondary thought” and it can be understood through participation and our living experience. Love, hope, fidelity and availability are categorized under “being” which is manifested in the existence of human. At the same time, these two kinds of existence are connected to each other: “being” and “having” are two levels of existence; "being" shows itself in different methods and “having” is the manifestation of “being”. In the modern age, the realm of “having” has been expanded and Marcel proposed two kinds of existence to return the expansion of the realm of “being”, i.e. human authentic experience. In this article the important question is: what is the relation between “having” and “being”? To answer this question, at first we should describe “having” and “being”.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Keywords: Marcel
  • “Having”
  • “Being”
  • Primary Thought
  • Secondary Thought

الف- فارسی

    استراتن، فیلپ؛ «گذری بر مفهوم امید در اندیشه کانت، بلوخ، مارسل»، ترجمه مسعود فریامنش، ماهنامة پژوهشی اطلاعات حکمت و معرفت، 1386، شماره 6.

    برنجکار،رضا؛ امیدی، سمیرا؛ «مابعدالطبیعه به مثابه تأمل ثانویه در رازها»، فلسفه دین، 1387، شماره 6.

    بلاکهام، هرولد جان؛ شش‌ متفکر اگزیستانسیالیست،ترجمه‌ محسن حکیمی، تهران، نشر مرکز، چاپ هشتم، 1391.

    بوخنسکی، یوزف ماری؛ فلسفه معاصر اروپایی،ترجمه شرف‌الدین خراسانی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی مؤسسه فرهنگی، چاپ چهارم، 1387 الف.

    علیا، مسعود؛ «تمایز مسئله و راز در اندیشه مارسل»، فصلنامه فلسفه، 1387 ب، شماره 8.

    کاپلستون، فردریک چارلز؛ تاریخ فلسفه، ازمن دوبیران تا سارتر، ترجمه عبدالحسین آذرنگ و سیدمحمود یوسف ثانی، جلد ۹، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم.، 1388 الف.

    کین، سم؛ گابریل مارسل،ترجمه مصطفی ملکیان، تهران، انتشارات گروس، 1375.

    مارسل،گابریل؛ بودن و داشتن، ترجمه صدیقه فراهانی، ویراسته بهزاد سالکی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، 1392.

    ________ ؛ فلسفة اگزیستانسیالیسم، ترجمه ‌شهلا اسلامی، ویراسته مصطفی ملکیان، تهران، انتشارات نگاه معاصر، چاپ دوم، 1381.

    متیوز، اریک؛ فلسفه فرانسه در قرن بیستم، ترجمه محسن حکیمی، تهران، انتشارات ققنوس، 1378.

    مصلح، علی اصغر؛ تقریری از فلسفه‌های اگزیستانس، تهران، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ دوم، 1387.

    مکواری، جان؛ (1377 ه.ش)،فلسفه وجودی، ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی، انتشارات هرمس.

    ورنو، روژه؛ وال، ژان و دیگران؛ نگاهی به پدیدارشناسی و فلسفه‌های هست بودن، ترجمه یحیی مهدوی، تهران، شرکت سهامی (خاص) انتشارات خوارزمی، 1387.

      ,.Michelman, Stephen; 2008, Historical Dictionary of Existentialism, The Scarecrow Press, Inc. Lanham, Maryland ,Toronto, Plymouth, UK.

      Macintyre, Alasdair; 1967, "Existentialism", in The Encyclopedia of Philosophy, Volume three, ed. Paul Edwards, Macmillan Publishing Co., Jnc. &The Free Press, New York.

      Marcel, Gabriel; 2006, The Mystery of Being, trans. C. Anderson, Thomas, Marquette's University.