نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه آزاد اسلامی سبزوار

چکیده

مقاله «معاد جسمانی در حکمت متعالیه»  کوششی است وافر تا نظریه تفکیک بین وحی و فلسفه، سایه خود را بر حکمت متعالیه بسط دهد. تمام اهتمام مقاله معطوف به اثبات تفکیک‌گرایی صدرالمتألهین در «معاد جسمانی» به عنوان مصداق بارز و سپس تسری این انگاره به همه آراء صدرا و فلاسفه اسلامی می‌باشد، تا همه آراء آنها را در خلأ عنایت به وحی قلمداد نموده و از این رهگذر،  حکمت متعالیه را از ثمردهی برای اعتقاد دینی عقیم بداند. 
در این راستا برای صدرا دو موضع کاملاً متباین با عناوین «ایستار فلسفی» و «ایستار وحیانی» تدارک دیده شده ‌است. موضع اول صرفاً مبنی بر اصول فلسفی صدرایی بدون هماهنگی با نظر وحی موجه است و این اصول برای تصویر معاد جسمانی وحیانی نارسا می‌باشد. موضع دوم که معاد جسمانی عنصری است و متکلمین (به ویژه اشاعره) با استناد به «ظواهر» از آن جانبداری می‌کنند به عنوان نظریه قاطع وحی بر نظریات صدرا تحمیل شده‌ است. 
در راستای صدق این انتساب به جستجوی شواهد پراکنده در آثار صدرا و شواهد جنبی در سخنان دیگران بسیار کوشش شده، و ملازماتی سؤال برانگیز بر صریح سخن صدرا مترتب گشته ‌است. به انگیزه واکاوی مقاصد مقاله مزبور و هشدار از تحریف فلسفه متعالی صدرایی تأملی حقیقت‌جویانه در این نوشتار ضروری می‌باشد. قصد این نیست که در تطبیق معاد جسمانی صدرایی بر وحی کوششی انجام ندهیم، بلکه هدف مقصور به این است که دوگانگی منتسب به صدرا در آئینه حقیقت ارزیابی شود.
 اگرچه مقاله به منظور اثبات این ادعای سنگین، به تقطیع عبارات و التقاط از مواضع ناهمگون در آثار و تأییدجویی از اظهارات کلی صدرا و سایر بزرگان فلسفه یعنی خضوع آنها در قبال وحی، درصدد است به مدّعا جزمیت بخشد. همراه برخی عنوان‌های مقاله، مدّعا را محک می‌زنیم . 

عنوان مقاله [English]

Sadra’s Separatism (Tafkik School) or Believing him as Separatist

نویسنده [English]

  • Mohammad Reza Ershadinia

Assistant Professor of Islamic Azad University of Sabzevar

چکیده [English]

The image of the separation of philosophy from religion has this time adopted philosophy tools against philosophy to prove that not only philosophers themselves did not use philosophy to understand religious goals; rather they believed it to be abortive in this realm.
The article “Corporeal Resurrection in Transcendental Theosophy” is a great effort for this image to overshadow “Transcendental Theosophy”. The overall attempt of the article is to prove Sadra’s “Separatism” concerning the “Corporeal Resurrection” as one of its prominent instances, and then to spread it to all other Sadra’s opinions. This way, the article intends to tell that all schools of Islamic philosophy, above all “Transcendental Theosophy”, are abortive in the realm of religious beliefs. It wants to stabilize the idea that philosophical view may result in everything except religion. Confirming the claim, there are some sporadic cases of Sadra’s works as well as his and some of other philosophers’ dictums in the article. Thereby, there are ambiguous and questionable correlations resulted from Sadra’s explicit words.
We did a truth seeking consideration to explore the aims of that article, and to purge Sadra’s transcendental philosophy from distortions and baseless fancies. In this essay also the weak and misconceived instances are reminded.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Intellect and religion
  • Transcendental theosophy
  • Corporeal resurrection
  • Elemental resurrection
منابع
1- ارشادی نیا، محمدرضا، نقد وبررسی نظریه تفکیک، قم، بوستان کتاب ، 1382.
2- حکیمی، محمدرضا، معاد جسمانی در حکمت متعالیه، قم، دلیل ما، 1381.
3- صدرالمتألهین شیرازی،  شرح هدایه اثیریه، بیروت، مؤسسه التاریخ العربی، چاپ اول، 1422هـ . ق.
4- صدر المتألهین شیرازی، المبدء والمعاد، بیروت، دار الهادی، چاپ اول، 1420 هـ . ق.
5- صدر المتألهین شیرازی، اسرار الآیات، قم، حبیب، چاپ اول،1420 هـ . ق.
6- صدر المتألهین شیرازی، الاسفار الاربعة، ج9، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ چهارم، 1410 هـ. ق.
CAPTCHA Image